عبد الله قطب بن محيى

76

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

مكن بر نعمت حق ناسپاسى * كه تو حق را به نور حق شناسى و السّلام على اخى و رحمة اللّه . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 17 - [ انّ اللّه يضحك فى وجوه المصلّين فى اللّيل ] ( من عبد اللّه قطب بن محيى ) صحّت « انّ اللّه يضحك فى وجوه المصلّين فى اللّيل » به حسب حديث معلوم ندارم ، اما اين حديثى است صحيح . و وليّم ايده اللّه بداند كه چنانچه زندگى تن ، به حرارت غريزى است ، زندگى دل به حرارت عشق است . و هركس كه افسرده و بىكار روز به شب مىكند و شب به روز ، پژمرده و بدحال است و از صفت لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى « 1 » بهره‌مند ، و بداند كه تن از خاك است و خاك سكون و آسايش اقتضا كند ، و دل از افلاك است و آسمان جنبش و حركت اقتضا كند . حيات دل در حركت است و ممات او در سكون و حال تن بر خلاف اين است ، نگذارد كه عاجز تن شود و تن بر وى مستولى گردد و آنچه مقتضى او است راند ، و دل در تحت اثقال تن عاجز و ذليل نالد ! همچون اصحاب احقاف كه خداى عزّ و جلّ بادى فرستاد و رمال آن بيابان كه ايشان در آن ساكن بودند بر ايشان بگردانيد ، ايشان در زير آن رمال ناله مىكردند مدّت يك هفته يا بيشتر ، ناله‌اى ضعيف كه اگر كسى گوش به آن خاك نهادى شنودى تا آن زمان كه به درد و غصّه جان بدادند ! همچنين آنان كه خاك تن بر دل ايشان مستولى شده و زير اين انبوه كثيف باز شده‌اند ، نالهء دل زار ايشان به گوش مستمع مستبصر رسد . اكنون بدان اى ولى رشيد ! كه مثل دل اهل تعطيل و بىكاران و افسردگان كه از

--> ( 1 ) . سوره اعلى ، آيه 13 « در آن نه مىميرد و نه زندگى مىيابد » .